سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
درباره ما

یاران شتاب کنید...گویند قافله­ ای در راه است که گنهکاران را در آن راهی نیست، آری گنهکاران را راهی نیست، اما پشیمانان را می­ پذیرند. (شهید سید مرتضی آوینی)
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات
مطالب اخیر وبگاه

 

دیدار با خانواده شهید برونسی

          دقیقاً چهارشنبه بیستم آذر ماه بود که با منزل شهید تماس گرفتم:

-         الو! سلام علیکم حاج خانم!

-        علیکم السّلام بفرمایید!

-        ببخشید که مزاحمتون شدم؛ ..... هستم از بسیج دانشجویی دانشکده تربیت مدرس قرآن. به جا آوردین؟ می خواستم ببینم اگر زحمتی نیست جمعه بعد از نماز مغرب و عشاء به اتّفاق بچه ها خدمتتون برسیم برای عرض ارادت.

-        خواهش می کنم مراحمید در خدمتتون هستیم تشریف بیارید.

بالاخره جمعه شد و روز موعود فرا رسید؛ نماز مغرب و عشاء رو خوندیم و برای این که خلف وعده نشه بلافاصله بعد از نماز حرکت کردیم. حدود پونزده نفری شدیم که با بچه های مشهدی عددمون به بیست نفر می رسید.

به منزل شهید که رسیدیم حاج آقا زارع هم خودشون رو رسوندن؛ قرار بود ایشون هم برای تجدید بیعت با آرمان های شهدا و شایدم یادآوری خاطرات روزهای جنگشون بچه ها رو همراهی کنن.

وارد که شدیم آقایان عبّاس برونسی فرزند و میر فضلی داماد بزرگ شهید به استقبالمون آمدن و حاج خانم (همسر شهید) علی رغم کسالت و درد پا با قیام تمام قد جلوی بچه ها همه رو شرمنده کردن.

نشستیم... مجتبی چند آیه ای هدیه به روح شهید برونسی قرآن خوند... آیه صد و پنجاه و چهار سوره بقره... و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات...

حاج آقا زارع شروع به صحبت کردن. از ابلاغ سلام دانشگاهیان دانشگاه علوم و معارف قرآن به خانواده شهید گفتن و گفتن شهید برونسی نه فقط افتخار مشهدی ها و خراسانی ها بلکه مایه فخر و مباهات همه ایرانی هاست؛ شهید برونسی کسیه که این حدیث رو باید در وصفش قرائت کرد که من عَمِلَ بما یعلم، عَلَّمه الله علمَ ما لا یعلم... .

نوبت به آقای میرفضلی رسید: "بچه بسیجی های عزیز! دانشجوهای رشته علوم قرآنی! قبل از شما خیلی ها حتّی .......... تماس گرفته بودن برای امروز در خواست ملاقات کرده بودن ولی حاج خانم به خاطر کسالت همه رو رد کرده بودن. نمی دونم چی شد فلانی که تماس گرفت گفت دانشجوهای بسیجی دانشکده تربیت مدرس قرآن می خوان بیان حاج خانم بی هیچ عذری با کمال میل شما رو پذیرفت! قدر خودتون رو بدونید و بفهمید کجا و تو خونه کدوم شهید بزرگوار حضور دارید... ."

وقتش رسیده بود که صحبت های حاج خانم رو بشنویم تا با بیان شیرین و لهجه زیبای نیشابوری سفره دلشون رو پیش روی بچه ها باز کنن و از همسر شهید عزیزشون برامون بگن.

هنوز اوایل صحبت هاشون بود و تازه داشتن بهمون خوش آمد می گفتن که ازشون پرسیدم: "ببخشید از بابت ایجاد مزاحمت! وقتتون رو نگیریم، تمام این جمع فقط و فقط به این خاطر اومدن که بدونن چرا رهبر معظم انقلابمون شهید برونسی رو از عجائب و استثنائات انقلاب معرفی کردن؟ شما به عنوان همسر و نزدیک ترین فرد به شهید برونسی مسلّماً بهتر از هرکس دیگری می تونید پاسخ سؤال ما رو بدید!"

-        اولاً مهم ترین ویژگی شهید برونسی تقیّدشون به کسب روزی حلال و پرهیز از مال حرام بود. این قدر به این مسأله دقّت داشتن که اگر می خواستن به خونه کسی وارد بشن اوّل مطمئن می شدن که صاحبخونه خمس مالشو پرداخت می کنه یا نه! حیا و غیرت شهید برونسی هم مثال زدنی بود. از اون جایی که خودشون اوستا بنّا بودن داشتن برامون خونه می ساختن که لازم شد برن منطقه. بهشون گفتم من یه زن تنهام با پنج تا بچه! خونه هنوز نیمه کاره مونده و حتی دیوارهاش کامل چیده نشدن! چه طوری می خوای ما رو رها کنی و بری جبهه؟! شهید بهم گفت: من تا به حال از دیوار هیچ خونه ای بالا نرفتم، اطمینان دارم هیچ کس از دیوار خونم بالا نمی ره! من تا به حال به زن و بچه هیچ کس نگاه هم نکردم، مطمئنم هیچ کس به زن و بچه من نگاه هم نمی کنه. حتّی اطمینان دارم که شر هیچ حیوانی هم به شما نخواهد رسید... .

از باب تبرک و تیّمن پذیرایی شدیم... دوباره با فرزند و داماد شهید مصافحه و روبوسی کردیم و دوباره حاج خانم همه رو شرمنده کرد! همه خوشحال بودیم و شاکر خدا از بابت زیارت خانواده شهیدی که توی وصیت نامه اش گفته بود:

"در این عملیات (عملیات بدر) إن شاءالله دیدار، دیدار یار است؛ امیدوارم که گمنام شهید شوم و جنازه ام به یاد سالار شهیدان کنار آب فرات و کنار او بماند... ."

 

منزل شهید برونسی




نویسنده پناه قرآن در چهارشنبه 92/12/14 | نظر

طراحی و کدنویسی قالب : -

Web Template By : Samentheme.ir

آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
برچسب‌ها
طراح قالب
ثامن تم